پنج‌شنبه, 29 تير 1396

 

رامهرمز نام شهری است از بناهای هرمز پادشاه ساسانی درحوالی شوشتر. {در گویش خوزستانی} آنرا ساده کرده، رامز(رومز) و منسوب بدانجا را«رامزی» و «رامی» می گویندیاقوت حموی می گوید که رامهرمز متشکل از دو کلمه رام(به پارسی یعنی «مقصود» ) و هرمز (نام یکی از خسروان ساسانی) بوده است، و این کلمه مرکب است از دو کلمه «مقصود هرمز». بعضی گفته‌اند که رامهرمز نامی است کوتاه شده از رامهرمز اردشیر، و این شهری است نامدار در خوزستان و عامه مردم خوزستان این شهر را «رامزی» گویند.

ابن بلخی مولف فارسنامه، ضمن شرح حال هرمز ساسانی، می نویسد: «واندر آن مدت که زیست، بسیار آثار خوب پدید آورد و از جمله آثار او رامهرمز خوزستان و دسکره که در راه بغداد است و دیوار آن بر جای است، او بنا کرد...»مولف تاریخ سیستان، می گوید:«باز موسی اشعری، گندی شاپور، شوش، رامهرمز، شوشتر، سپاهان، قم، قاشان(کاشان)، چه به نامه و صلح به حرب بگشاد.»مولف کتاب مجمل التواریخ و القصص، ضمن شرح پادشاهی اردشیر بابکان هرمز دین منرسه، می نویسد:«و رامهرمزد اردشیر و آن رامز است...در عمارات روستای ناحیت رام هرمزد آباد کرد و ان را بهشت هرمزد نام نهاد و آن ناحیت میان ایذج است و رامهرمزد و هنوز آباد است.»

مقدسی در وصف رامهرمز می گوید: رامهرمز قصبه بزرگی است و بازارهای بسیار و پر نعمت دارد، مسجد جامع زیبایی دارد که در گرد آن بازارهای آبادی بر پا شده و از بناهای عضدالدوله دیلمی می‌باشد،این بازار ها در هیچ جا مانند ندارد، تماما سنگ فرش مسقف، پاکیزه، زیبا و روشن است، و این بازارها درهایی دارد که در شب بسته می شوند و دراین بازارها، حصیر بافان سکونت دارند و در بازار بزاز ها، تیمچه خوبی هست.

آب مشروب شهر رامهرمز نهر و چاه می‌باشد و از آب نهر به نوبه مردم استفاده می کنند، نخلستان و باغستان گراگرد این شهر را احاطه کرده است. در شهر رامهرمز کتابخانه هست، مانند کتابخانه بصره{ ظاهراً در این زمان یعنی سده چهار ه.ق.، شبیه چندین شهر دیگر در عراق امروزی، هنوز ساکنانش دانشمندان و بازرگانان فارسی بوده اند} این دو کتابخانه را ابن سوار بنا کرده است و هر یک از کتابخانه رامهرمز و بصره موقوفاتی در محل دارند که عایداتشان به مصرف آنها می رسد و از جمله به همه کسانی که به این کتابخانه‌ها برای مطالعه و یا استنساخ کتب می آیند، جامگی [مخارج روزانه از خوراک و پوشاک و مسکن] می‌دهند...»رامهرمز در سده ۴ ه.ق. به سبب کرم ابریشمی که در آن به عمل می آمد و به دیگر نقاط صادر می شد، شهرت جهانی داشت.

 

ترکیب قومیتی شهرستان رامهرمز

مردم شهرستان رامهرمز به زبان‌های فارسی و گویشی از لری سخن می‌گویند. مناطق اطراف رامهرمز هم بختیاری نشین است.

 

آثار و بناهای تاریخی شهر رامهرمز

شهر باستانی رامهرمز به تناسب قدمت واهمیت بسیار زیادی که بویژه در زمان ساسانی داشته است، مجموعه‌ای گرانبها از آثار تاریخی را در خود جای داده است. در اینجا تنها به برخی از این آثار و بناها اشاره شده است.طاق نصرت ساسانی: طاق نصرت ساسانی در مدخل شهر رامهرمز قرار دارد. این بنا مربوط به دوره ساسانی و یا اوایل اسلام است و بارها تعمیر شده.آرامگاه هرمز، پادشاه ساسانی: آرامگاه هرمز ساسانی در کنار یکی از خیابانهای اصلی شهر رامهرمز در باغ برده شور واقع است.تل برمی: قلعه دا و دختر(مادر و دختر) در شمال شهر رامهرمز در دامنه‌های میانی کوه گچی بر روی تپه‌ای قرار دارد. شکل دایره مانند هر دو واحد قلعه معماری قلعه سازی رومی را می رساند، و همانند آثار باقیمانده قلعه‌های رومی جنوب مدیترانه است. این قلعه احتمالاً دژِی از دوره ساسانی است ...قدمگاه امام زاده عباس: قدمگاه امام زاده عباس یا پیر قفه در تل برمی قرار دارد. زنان محلی کودکان مبتلا به سیاه سرفه را به این قدمگاه می برند تا درمان یابند.سایر زیارتگاههای رامهرمز: امام زاده هفت تن در مرکز شهر، قدمگاههای امام رضا، قبرستان و بقعه معروف به سید محمد دولتمندان، قدمگاه امام جعفر، دخمه و شبستان معروف به صاحب الزمان، و میر عبدا... در روستای آخوند.

رامهرمز بعد از شوش دومین شهر استان می‌باشد که طبق نظر تاریخدانان پایتخت ایران بوده‌است. یاقوت حموی می‌گوید که رامهرمز متشکل از دو کلمه رام (shahr) و هرمز (نام یکی از خسروان ساسانی) بوده‌است. برخی می‌گویند رامهرمز نامی کوتاه شده از رامهرمزاردشیر بوده و این شهری است نام دار در خوزستان و عامه مردم خوزستان این شهر را roomez گویند. برخی نیز گفته‌اند به دلیل بنا شدن شهر رامهرمز در دوره هرمز ساسانی نام این شهر رامهرمز شده‌است. در جغرافیای تاریخی قدمت خوزستان را بیش از ۶۰۰۰ سال می‌دانند و پیدایش قدیمی‌ترین تمدن بشری در شوش مشخص گردیده و در دوران هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان نه تنها بر عظمت منطقه افزوده گشت بلکه شهرهایی نیز در آن دوران ایجاد شده که بدون شک رامهرمز یکی از آن شهرهابوده‌است. ویرانه‌های «اسک» بین راه رامهرمز و ارجان در راه بهبهان و ویرانه‌های «طاق نصرت» به جای مانده از دوره ساسانی در شهر رامهرمز، گذشته پرشکوه تاریخی آن را نشان می‌دهد. در قرن ۴ هـ. ق رامهرمز به سبب کرم ابریشمی که در آن به عمل می‌آمد و به دیگر نقاط صادر می‌شد شهرت جهانی داشت کتابخانه فرقه معتزله دراین شهر بوده‌است.مردم آبادیهای رامهرمز را طوایف عربي همچون خميسي، زبيدي، رشيدي، فتلاوي، شريفي احمدي، مالكي، و طوايفي از اقوام ديگر مانند زارع، بیگدلی، احمدی، نریمیسا، محمد میسا، کمایی، جلالی، تلوری وایلات بهمئی كه از شهرها و استانهاي مجاور به اين شهر كوچ كرده اند هستند.

موقعیت جغرافیایی

شهرستان رامهرمز با ۴۲۵۷ کیلومتر مربع مساحت در خاور استان خوزستان واقع شده که از شمال به شهرستان‌های ایذه و مسجد سلیمان، از خاور به استان کهکیلویه و بویراحمدی، از باختر به شهرستان اهواز و از جنوب به شهرستان بندر ماهشهر محدود است. مرکز آن شهر رامهرمز است که با ۳/۷ کیلومتر مربع مساحت در ۱۰۰ کیلومتری خاور اهواز بین ۳۱ درجه و ۱۶ دقیقهٔ پهنای شمالی و ۴۹ درجه و ۳۷ دقیقهٔ درازای خاوری نسبت به نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد و بلندی آن از سطح دریا ۱۶۰ متراست. آب و هوای رامهرمز گرم بوده و رودخانه جراحی از خاور رامهرمز می‌گذرد. رامهرمز بر سر چهارراهی قرار گرفته‌است. راه آسفالته به سوی جنوب خاوری به درازای ۹۰ کیلومتر تا بهبهان راه آسفالته به سوی شمال خاوری به درازای ۵۷ کیلومتر تا باغملک (جانکی) راه آسفالته اصلی به سوی جنوب باختر تا راه اصلی آسفالته اهواز – بندر ماهشهر به درازای ۳۹ کیلومتر راه اصلی به سوی شمال باختری به درازای ۱۵ کیلومتر فاصله هوایی شهرستان رامهرمز تا تهران ۵۵۲ کیلومتر است. شهرستان رامهرمز، در سال ۱۳۸۵ جمعیتی بالغ بر ۱۲۳۹۳۰ نفر را که در ۲۵۷۱۸ خانوار می‌زیستند، در خود جای داده‌است.

آثار تاریخی

از جمله آثار مهم این شهرستان:

  • تَل برمی: تل برمی یا برمک در جنوب شهر رامهرمز و نزدیک آبادی کیمه قرار گرفته‌است که در آن مجسمه جانوران و سفالهای منقوش و همچنین اشیای مسین بدست آمده‌است.
  • آرامگاه هرمز ساسانی: در کنار یکی از خیابانهای اصلی شهر رامهرمز در باغ برده شور واقع است.هم اکنون ویران و بجای آن ساخت و ساز شده است.
  • سد جره : بقایای مهم‌ترین سازه آبی تاریخی رامهرمز بوده که قدمت آن به دوره ساسانیان می‌رسد.
  • آرامگاه علمدار (آرامگاه سید میر صالح): قدمت این بنا به دوره سلجوقی می‌رسد.
  • عمارت صمیمی : یکی از زیباترین ساختمانهای دوره قاجاریه در رامهرمز است.
  • غار صیدون کبوتری
  • قلعه امیر مجاهد : این قلعه در زمان استقرار و سلطه خوانین بختیاری(کلانتر هرمزی) در منطقه رامهرمز در اواخر قاجاریه ساخته شده‌است.
  • قلعه یزدگرد
  • شهر مختارک
  • جوی آسیاب : قدمگاه امام جعفر صادق، حسینیه ارشاد، آسیاب‌های آبی
  • بُنه سهراب هم از اماکن تاریخی رامهرمز می‌باشد.
  • جوبجي : كه گنجها و مسكوكات طلاي بسياري در آن يافت شده است. 

مطالعات روی دو آرامگاه ایلامی نو در منطقه جوبجی رامهرمز كه به كشف گنجینه ای منحصربفرد در این منطقه منجر شد، نشان داد این دو آرامگاه متعلق به یك دختر جوان زیر ۱۷ ساله و یك زن ۳۰ تا ۳۵ ساله است. باستان شناسان احتمال می دهند دو زن صاحب گور، از بستگان و خانواده «شوتور ناهونته پسر این دد» حاكم ایلامی باشند. به گفته CHN، «آرمان شیشه گر»، سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز كه در برنامه ای به مناسبت هفته موزه ها در پژوهشكده حفاظت ومرمت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سخن می گفت، خواستار توجه بیشتری برای جلوگیری از تخریب آثار به دست در منطقه جوبجی رامهرمز شد كه هم اینك در موزه ملی نگهداری می شوند. به گفته وی مطالعات انسان شناسی كه توسط «فرزان فروزان فر»، انسان شناس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری كشور انجام گرفت نشان می دهد دو گور ایلامی كشف شده در منطقه جوبجی رامهرمز متعلق به یك دختر زیر ۱۷ سال و یك زن بین ۳۰ تا ۳۵ است. به گفته شیشه گر، مطالعات فروزان فر روی دندان های سالم دختر جوان وی را به این نتیجه رساند كه صاحب یكی از گورهای ایلامی نو، دختری جوان زیر ۱۷ سال است.
پیش ازاین كارشناسان براساس كتیبه روی یكی از حلقه های موسوم به «حلقه قدرت» احتمال می دادند یكی از گورها متعلق به «شوتور ناهونته پسر این دد» باشد كه مطالعات انسان شناسی این فرضیه را رد كرد. اما با توجه به اینكه گور لبریز از اشیا طلایی و با ارزش است باستان شناسان احتمال می دهند دو زن صاحب گور از بستگان و خانواده این حاكم ایلامی باشند. به گفته سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز بسیاری از اشیا بزرگ بدست آمده جفت بود و این نشان می دهد كه در گور ها اشیا مشابه گذاشته شده كه البته برخی اشیا بزرگ تك بود كه یا از بین رفته و یا اصلا نبوده است.
● حلقه های كتیبه دار
به گفته سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز علاوه بر حلقه كتیبه دار كه روی آن اسم«شوتور ناهونته پسر این دد »حك شده حلقه دیگری كشف شده كه نوشته آن در اختیار دو زبان شناس قرار گرفت و البته به یك نتیجه واحد منجر نشد. یكی از مترجمان آن را مربوط به یك صاحب منصب محلی می داند و دیگری نام زنانه ای را ترجمه كرده است. شیشه گر احتمال می دهد دلیل اختلاف دفورمه شدن حلقه باشد.
● دستبند متعلق به دختر جوان است
همچنین در این گنجینه دستبندی زرین با عقیق كاری وجود دارد كه روی آن نام مونث «انی نوما» دیده می شود. این دستبند روی مچ استخوان های دختر ۱۷ ساله پیدا شده كه مطالعات فروزان فر هم تعلق این دستبد به وی را تائید می كند. سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز همچنین از وجود یك گل سینه با نگین عقیق بابا قوری كه روی آن نامی زنانه حك شده خبر داد و آن را متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد یعنی پنج هزار سال پیش دانست. در این میان تعداد زیادی النگو، گوشواره، موبند، دو حلقه انگشتری و گردنبدی وجود دارد كه شیشه گر آن را یادآورگردنبند زیویه در كردستان دانست.
● ظروف مفرغی منحصربفرد
باستان شناسان همچنین در این كاوش ها تعداد زیادی ظروف مفرغی كشف كردند كه سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز این اشیا را از لحاظ اهمیت در ردیف آتشدان های لرستان و ارجان قرار داد. شیشه گر جزئیات ایجاد شده روی یال اسب شكسته شده را بی نظیر دانست و نسبت به وضعیت آنها به دلیل مرمت نشدن هشدار داد.
● الهه ای شبیه الهه موزه بریتانیا
در میان اشیا كشف شده یك الهه ماهی پرچ شده وجود دارد كه به اعتماد سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز تنها می توان مشابه آن را در موزه بریتانیا یافت. شیشه گر همچنین از كشف دو مجسمه خبر داد و ظروف سنگی دوقلو، دسته دار، دسته حیوانی، شیار را از دیگر دستاوردهای دوره ایلام نو كاوش های اضطراری دانست. مطالعات سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز و گروه همراهش نشان می دهد كه این گورها از سنگ های لوحی و ورقه ساخته شده و ملات خیلی محكم آنها كه البته نتوانست دربرابر تیغ لودرهای سازمان آب منطقه تاب بیاورد، از گل و شن بود. این دو گور براساس عملیات لوله كشی كاملا تخریب و تنها یك متر وبیست سانتی متر آن باقی ماند. به گفته سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز بسیاری از آثار مطالعه شده در این برنامه پس از تخریب گورها به سرقت رفته بود كه توسط نیروی انتظامی ضبط شد و در اختیار كارشناسان قرار گرفت. به گفته شیشه گر حفاران زمانی كه به این گور ها می رسند به حفاری خود ادامه می دهند كه در نهایت به تخریب بیشتر گورها و بسیاری از اشیا موجود در این گورها واطراف آنها می شوند.
● ۱۱ خمره بزرگ
باستان شناسان در كاوش های نجات بخشی خود در كنار آرامگاه به تعداد زیادی خمره بزرگ دست یافتند كه به گفته سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز در هر خمره یك لیوان قرار داشت و هر لیوان پر از استخوان بود. شیشه گر تعداد خمره های بزرگ را ۱۱ عدد و به همراه یك عدد خمره كوچك اعلام می كند. در كنار این خمره ها اجساد حیوانی از جمله لاشه یك گاو بزرگ قرار داشت.
رنگ قرمز روی اشیا طلایی
سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز در ادامه از تعداد زیاد مهره عقیق یاد می كند كه آنها را بوسیله یك رنگ قرمز روی اشیا طلایی نصب كرده بودند. این ماده قرمز رنگ، یك نوع صمغ بوده كه به وسیله آن مهره ها را روی اشیا طلایی می چسباندند.
● مهرسوسكی
باستان شناسان در میان این اشیا، تنها یك مهره را زیر یكی از تابوت ها یافتند كه از نوع مهر سوسكی شكل بدل چینی است و به گفته سرپرست كاوش های نجات بخشی منطقه جوبجی رامهرمز یك نقش تجریدی از یك انسان واقعی و احتمالا نقشی از یك آتشدان، روی آن حك كرده اند. شیشه گر وضعیت مفرغ های كشف شده را خطرناك خواند و خواستار توجه بیشتر مسئولان برای حفاظت از این آثار واقع در موزه ملی شد.


بزرگ بن شهریار رامهرمزی ناخدای ایرانی

بدون شك ایرانیان، پیش از اسلام و در سده‌‌های نخستین اسلامی رابط بین چین و مغرب بوده و در پهنه اقیانوس هند و دریای چین به تجارت و دریانوردی شهرت داشته‌اند. از ویژگی‌های دریانوردان ایرانی این بود كه خاطرات سفر‌های دریایی خود را یادداشت كرده، در پایان سفر آن را بصورت كتاب منتشر می‌كردند. امروزه یك سری كتاب با عنوان عجایب، درباره خاطرات سفر‌های دریایی در دست است. در قرن چهارم هجری شهر رامهرمز این افتخار را داشت كه یك ناخدای شجاع را در عرصه دریانوردی معرفی كند.
بزرگ بن شهریار رامهرمزی در حدود سال 342 ﻫ.ق/953م، كتابی در رابطه با خاطرات و سرگذشت‌های دریایی تألیف كرده كه در میان این نوع تألیفات مقامی معتبر دارد. نام كتاب وی عجایب‌الهند است. این كتاب در اصل به زبان فارسی بوده، ولی نسخه‌ی آن بدست نیامده و معلوم نیست در چه زمانی به عربی ترجمه شده است. این كتاب در قرن نوزدهم میلادی به حدی مورد توجه و علاقه شدید هیئت‌‌های علمی اروپا و مستشرقین قرار گرفت كه با زحمات و تحقیقات بسیار و سال‌ها صرف وقت و تطبیق اسامی جغرافیایی مصطلح زمان، با نقشه كامل سواحل شرقی آفریقا و جنوب و شرق آسیا ویژه این كتاب آن را به چاپ رسانیدند.
در مورد زندگی‌نامه این دریانورد رامهرمزی اطلاعاتی در دست نیست. محمد ملك زاده كه برای نخستین بار كتاب عجایب الهند او را از فرانسوی به فارسی ترجمه كرده است، معتقد است كه وی در نیمه اول قرن چهارم هجری می‌زیسته است. كتاب عجایب الهند شامل 136 داستان می‌باشد كه مشتمل بر حكایات و داستان‌های عجیب و غریبی است كه خود شخصاً از زبان بازرگانان ایرانی، هندی، عرب و ملاحانی كه در حدود ده قرن پیش از بین بین سواحل شرقی آفریقا، ایران و هند تا جنوب چین و ژاپن رفت و آمد داشته‌اند، شنیده است. این حكایات از حوادث و اتفاقاتی صحبت می‌كنند كه اغلب در هندوستان، دریای هند و جزایر آن رخ داده یا مشاهده شده است.
در قرون اولیه اسلامی، ایرانیانی كه در سواحل جنوبی ایران و بنادر خلیج فارس می‌زیسته‌اند، در مسائل دریانوردی و فن كشتی‌رانی، اغلب مهارت و شهرت بسزایی داشته و برای تجارت و مبادله كالا بوسیله كشتی‌‌های بادی كه خود می‌ساخته‌اند از بنادر ایران، خصوصاً، بندرسیراف، كه از بنادر مشهور عالم بوده است، به مسافرت‌های دریایی تا سواحل شرقی آفریقا و سواحل جنوب هندوستان و چین، تا جزایر ژاپن مبادرت می‌ورزیده‌اند. دریانوردان پس از پشت سر گذاشتن خطرات بی‌شمار و كسب منافع سرشار به وطن خود باز می‌گشته‌اند. در این مسافرت‌های طولانی به سرزمین‌‌های عجایب و غرایب، از آنچه می‌دیده و یا می‌شنیده‌اند، حكایات و داستان‌های شگفت‌آوری نقل می‌كرده‌اند كه در افواه باقی مانده و برخی از آن‌ها را مورخین و مؤلفین اسلامی در تألیفات خود آورده‌اند. بزرگ بن شهریار رامهرمزی از جمله كسانی است كه در این رابطه اقدام به جمع‌آوری و تألیف این داستان‌ها نموده است

قلعه یزدگرد (تاشاری) و صخره زرد بردیه

این قلعه در 35 كیلومتری شمال شرقی رامهرمز واقع شده است. برای رسیدن به آن باید از طریق جاده رامهرمز ـ باغملك و پس از عبور از روستای ماماتین وارد روستایی به نام تشكی شد. تشكی در در‌ه ای تنگ واقع شده است كه رودخانه زرد از كنار آن عبور می‌كند. در این دره روستاییان با استفاده از آب رودخانه به كشت برنج می‌پردازند. قبل از ورود به روستای تشكی به صخر‌های برمی‌خوریم به نام زرد بردیه كه در آن چهار دخمه، تقری…باً در ارتفاع بیست متری و در دل صخره كنده شده‌اند.
در مورد این دخمه‌ها، دو روایت در میان اهالی محل وجود دارد. بنا به روایت اول که بی‌شبهه به افسانه‌‌ها می‌ماند در زمان‌‌های گذشته، عمر انسان‌‌ها طولانی بود و آدم‌‌های پیر به راحتی نمی‌مردند. ایلات و عشایر كه مجبور بودند در فصل تابستان به ییلاق بروند، به دلیل كهولت و ناتوانی، افراد مسن را ضمن تهیه مواد مورد نیاز آنها، در این دخمه‌‌ها می‌گذاشتند. اما روایت دوم که بیشتر رنگ واقعیت دارد می‌گوید: به هنگام كوچ عشایر، وقتی فرد مسنی فوت می‌كرد چون فرصت كفن و دفن و برپایی مراسم برای او وجود نداشت، مردم ایل بین خود و خدا این اجساد را به امانت درآن دخمه‌‌ها می‌گذاشتند، تا زمانی كه ایل درسال آینده به محل باز می‌گشت و آن‌ها را دفن می‌كردند.
شخصی كه این روایت را تعریف می‌كرد می‌گفت ما به این حفره‌‌ها دمه می‌گوییم كه مخفف کلمه دخمه می‌باشد. وجود این دخمه‌‌ها و دو روایتی كه نقل شد، یادآور دفن مردگان در مذهب زرتشت می‌باشد. مطابق آیین زرتشت، مرده را نمی‌بایست در خاک دفن كنند یا بسوزانند، و یا درآب غرق كنند زیرا ترس آن بود که مبادا سه عنصر مقدس زمین، آتش و آب بدین صورت آلوده شود. اجساد را می‌بایست در بالای كو‌ها یا برفراز برج‌‌هایی كه مخصوص این كار ساخته شده قرار دهند، سپس استخوان‌‌های عریان را در دخمه‌‌هایی که در دل صخره‌‌ها کنده بودند جای می‌دادند.[1]
قلعه تاشاری درسمت چپ دره و در پهن‌هایی وسیع و مرتفع قرار دارد و در اطراف آن دره‌‌های عمیق و هولناكی واقع شده است كه امكان دست‌یابی به آن را مشكل می‌كند. این قلعه دارای دو دروازه ورودی، یكی شمالی و دیگری جنوبی می‌باشد. برای رسیدن به دروازه شمالی می‌بایست پس از عبور از روستای تشكی و عبور از رود زرد از طریق جاد‌ه‌ای مالرو و سنگلاخ از كوه بالا رفت. در دروازه شمالی آثاری از یك برج كه با سنگ و گچ ساخته شده دیده می‌شود. درون قلعه و در سطح وسیعی آثار زیادی از خانه‌‌های ویران دیده می‌شود كه خیابان‌‌های تنگ و دراز، آن‌ها را از هم جدا می‌سازد. در ساخت خانه‌‌ها از ملاط گل بیش از ملاط گچ استفاده شده است. برای استفاده ساكنان قلعه درجهت غرب قلعه و در پایین آن، محلی وجود دارد كه آب رودخانه با تمهیداتی درآن جمع می‌شده و از طریق نقب‌‌هایی كه به پایین زده شده بود آب را به داخل قلعه می‌آوردند. دروازه ورودی دوم قلعه درجنوب آن است. در اینجا نیز آثاری از یك برج قراردارد. اما تفاوت آن با دروازه شمالی این است كه خندقی نیز در جلو و پایین این دروازه وجود دارد که درگذشته می‌توانسته عامل دفاعی مناسبی برای قلعه باشد. وسعت قلعه تاشاری به انداز‌ه‌ای است كه حتی می‌توان از آن به عنوان شهرك نام برد. در‌ه‌ای كه درسمت غرب آن قراردارد، به دره مختارك معروف است. با توجه به اینكه شهر رامهرمز در دوره زنگیان به تصرف آنان درآمد و با وجود شهر و قلعه‌ای ویران به نام مختارك در شمال شهر رامهرمز، این احتمال وجود دارد كه قلعه تاشاری از جمله مكان‌هایی بوده باشد كه مورد استفاده زنگیان قرار می‌گرفته.

آشنایی با لهجه رامهرمزی

لهجه رامهرمزی تا حدود زیادی همان لهجه لری بختیاری با اندکی تغیر است.در کنار آن تعداد زیادی متل و ضرب المثل وجود دارد که از طریق آنها می توان به آداب و رسوم مردم رامهرمز پی برد.برای آشنایی دوستان در اینجا سعی می کنم در حد اطلاعات ناقصم به بخشی از آنها اشاره کنم.

در اکثر افعالی که در صحبتهای روزمره مردم رامهرمزاز آنها استفاده می شود معمولاحرف الف در جلو این افعالبکار گرفته می شود.برای مثال:ایگُم ا…یخُم ایِرم ایتُرم یعنی میگویم میخواهم میروم میتوانم.برای منفی کردن این افعال بجای الف حرف نون در جلو آنها می آیدکه بدین شکل در می آید: نیگُم نیخُم نیَرم نیترم.
برای جمع بستن اسامی معمولا از حرف لام واگر اسم به حرف هه ختم شود به هنگام جمع بستن حرف هه حذف شده و دو حرف یل به آن اضافه می شود.مثال:کُر =پسر که جمع آن می شود کرَل=پسرهاو دوور=دختر که جمع آن می شود دوورل=دخترها. زینه=زن که جمع آن می شود زین+یل=زینیل=زنها که در اینجا ممکن است بجای دو حرف یل از دو حرف گل نیز استفاده شودکه به صورت زنگل در می آیدکه بختیاریها بیشتر از این جمع استفاده می کنند.در لهجه رامهرمزی بعضی از کلمات دو بار جمع بسته می شوندبرای مثال به این کلمات دقت کنید:خوم خوت خوش به معنی خودم خودت خودش که وقتی جمع بسته می شوند به این صورت در می آیند:خومون خوتون خوشون اما در لهجه رامهرمزی این کلمات یک بار دیگر جمع بسته شده به این صورت در می آیند:خومونل خوتونل خوشونل.
یک ضرب المثل را مهرمزی که برای منفی کردن حرف نون در جلو فعل قرار گرفته است. خر با پیغوم او نیخره =خر تشنه با حرف تشنگیش رفع نمی شود=با نشستن و حرف زدن تنها مشکلات حل نمی شود.

قلعه دا و دختر

 

«دا و دختر» (مادر و دختر)، از آثار گرانبهای فرهنگی تاریخی استان خوزستان است كه به دوران ساسانیان تعلق دارد. این قلعه كه در ۳ كیلومتری شمال شهر فعلی رامهرمز بر روی كوه های مرتفع گلچین مشرف بر شهر و دشت رامهرمز رخ نمایی می كند، بقایای بنایی دژ مانند و به نسبت عظیمی است كه از روزگاران پیشین مردم آن را به نام قلعه «دا و دور» می خواندند. لفظ «داوودختر» به زبان محلی( دا و دوًًَُِِّّر )است.

برخی از محققان و مردم نگاران می گویند: نام داوودختر بیانگر قدرت ،اقتدار و نفوذ زنان در برهه ای از تاریخ بوده است.گروهی دیگر نیز می گویند، شاید این لفظ تغییر كرده لفظ «دادور» به معنای دادگستر باشد. البته این نظریات چندان محكم نیست.

امااز آنجایی كه اسلوب و معماری این قلعه به اسلوب قلعه رومی تشابه دارد و با عنایت به وجود چند بنای دیگر در اطراف قلعه داوو دختر، چنین به نظر می رسد كه در محل قلعه ای دیگر و كوچك تر و شاید امن تر وجود داشته كه با این قلعه در ارتباط بود كه یكی را قلعه مادر و دیگری را قلعه دختر می خواندند و در اصطلاحات نظامی اینگونه الفاظ و ارتباطات زیاد به چشم می خورد.

این قلعه سترگ با مصالح ساختمانی متشكل از سنگ، ملات گچ و در برخی از نقاط آجر و قیر ساخته شده است كه سنگ مورد استفاده را از رودخانه «اعلا» و سنگ پی آن را از معادن سنگ اطراف كه در حدود سه كیلومتری شرق و شمال شرق قلعه قرار دارد، آورده اند.

گچ موجود در محل نیز به عنوان ملات استفاده شده است و در كف و قسمت بالای پی لایه هایی از قیر طبیعی مشاهده می شود كه از معادن قدیمی كه در سه كیلومتری ضلع شمالی قلعه وجود دارد به این محل آورده و مورد استفاده قرار گرفته است.از دیگر مصالح بكار رفته در این قلعه، آجر است كه در دوران متأخر نیز استفاده شده و بیشترین استفاده آجر در برج های ضلع جنوبی آن مشاهده می شود.

قلعه در ارتفاعی حدود ۶۰۰ متر بر روی كوه قرار دارد. به طوری كه از سینه كش پایین كوه تا قلعه حدود ۳۰ دقیقه راه است كه راه های ارتباطی بسیار سخت گذر و خطرناك دارد. هنگام رفتن به طرف قلعه، در سمت شمالی آن استراحتگاهی وجود دارد كه از آنجا راه اصلی ورود به قلعه را می توان مشاهده كرد.

درنخستین پاگرد، محوطه ای حدود ۲۰ متر مربع است كه آثاری از بقایای برجكی ویران شده در آنجا قرار دارد.از محل برج ویران شده تا قلعه اصلی مسیری ۱۰۰ متری است كه به صورت معبری به عرض ۳ تا ۴ متر برای جلوگیری از تخریب و فرو افتادن تدریجی دیوارها است. مصالح این برج سنگ و ساروج و در برخی نقاط آن قلوه سنگ و گچ استفاده شده است كه در استحكام بخش های متفاوت دیوار بسیار موثر است. از ۱۰ متری محل برج تا قلعه یك ردیف از پی با مصالح گچ، سنگ و آجر به صورت اتاقك است.

این قلعه به صورت بنایی مستطیل شكل درست شده كه در یك محوطه تقریباً ۱۰۰۰ متری قرار گرفته است.پس از متروك شدن و بی توجهی به ترمیم آن در سالیان متمادی تمامی سقف های آن ریخته است. ضلع غربی و ضلع جنوبی قلعه بوسیله ۴ ستون نگه دارنده (پشت بند)استحكام بخشی شده است.


DOURAN Portal V4.0.0.0

V4.0.0.0